rainbow-sep.gif rainbow-sep.gifrainbow-sep.gif rainbow-sep.gifrainbow-sep.gif rainbow-sep.gifrainbow-sep.gif rainbow-sep.gifrainbow-sep.gif

billed.asp?PrivatBilled=1819751

نبضم را گرفتم ...


هزار درجه زير صفر

  خيال كه دريغ نميكند


همين است كه خيال ميكنم


هزار درجه زير صفر ..


سپتامبر 2006 ...///

ani-mange%20fugle%20paa%20snor-mirror.gif



/ 17 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرداد

مثل نامه ای ولی توی هيچ پاکتی جا نمی شوی جعبه جواهری قفل نيستی ولی وا نمی شوی مثل ميوه خواستم بچينمت ميوه نيستی . ستاره ای از درخت آسمان جدا نمی شوی عرفان نظر آهاری... ...///

مهرداد

گرم ياد آوری يانه من از يادت نمی کاهم ... مخلصم داشی ...///

داش آکل

دل گمراه من چه خواهد کرد با بهاری که می رسد از راه؟ یا نیازی که رنگ می گیرد در تن شاخه های خشک و سیاه؟ دل گمره من چه خواهد کرد؟ با نسیمی که می تراود از آن بوی عشق کبوتر وحشی نفس عطرهای سرگردان لب من از ترانه می سوزد سینه ام عاشقانه می سوزد پوستم می شکافد از هیجان پیکرم از جوانه می سوزد ما بيشتر

مهرداد

دلم از خيلی روزا با کسی نيست تو دلم فرياد و فرياد رسی نيست ديگه دل با کسی نيست ديگه فرياد رسی نيست آسمون ابری شده ديگه خار و خسی نيست نميدونم عرب کمندی باز کجا زده به بيابون ...شتر سواری رفته يا رفته حنا بندون گيسو کمند تي تیش مامانی ...ما که هر چی فکريديم عقل ما قد نداد داش آکلم ...///

داش آکل

من باغم اگر چه بهاری نداشتم از کوچه های سبزه گذاری نداشتم رودی به شوق دیدنم راه کج نکرد بر گرد خویش اگر چه حصاری نداشتم برگم برای چلچله دستی تکان نداد گویی که با نسیم ، قراری نداشتم از دودمان دردم و از نسل بی کسی جز این دو هیچ ایل و تباری نداشتم داشی ما هم فکرمون قد نمیده سالم باشه هر کجا میخواد باشه.... بذار بر گرده ......؟؟ ولی کی جگر داره با کمندی در بیفته تو دانی که آن تابداده کمند سر ژنده پیل اندر آرد به بند

مهرداد

گفتی داش آکلی به ناز و غمزه میکشد ما را ز تیر مژگانش کسی را خلاصی نیست در عجبم که این تابداده کمند در غیبت خویش هم غوغا بپا میکند ...///

مهرداد

ببينم آکل .. ايندفه می سپارمت به خودتون يه آپ اينجا بزن مشتی دستت درست ... مطلبش رو بفرست ويرايشش با من ..مخلصم . آدرس ايميلم که هست اينجا ...///

داش آکل

در چراغانی اشک در فراوانی غم شهد شیرین محبت زهر است زیر این بار کمر میشکند کلبه ی ساده و زیبای محبت اول چه طلایی و خیال انگیز است چو درون می رسی افسوس در آن نعش صد ها تن بی جان شده در زنجیر است منم اکنون ز فراز خاموش شاهد کشته ی پنهانی خویش آن که این جاست تماشا گر جان دادن من کشته ی دشنه ی عشقی است بسی از من پیش ما دو جان باخته بر چهره ی هم مینگریم او هراسان که مبادا بروم از دستش من هراسان که مبادا بدهم از دستش

مهرداد

سلام داش آکل... ميبينم تو هم بد تر از حال منی باشه همينو می نويسم ..بادا باد خوش بحال باد .. منم در دست باد ...////

داش آکل

قمار عشق هميشه دو چهره دارد و من طريق خواندن دست حريف ميدانم وليك با همه ليلاجيم، به بازي او چنان به باخت نشستم كه ساخت حيرانم